خرید بک لینک
هر کس به تماشايي رفتند به صحرايي ما را که تو منظوري خاطر نرود جايي یا چشم نمي بيند يا راه نمي داند هر کو به وجود خود دارد ز تو پروايي ديوانه عشقت را جايي نظر افتاده ست کان جا نتواند رفت انديشه دانايي اميد تو بيرون برد از دل همه اميدي سوداي تو خالي کرد از سر همه سودايي زيبا ننمايد سرو اندر نظر عقلش آن کش نظري باشد با قامت زيبايي گويند رفيقانم در عشق چه سر داري گويم که سري دارم درباخته در پايي زنهار نمي خواهم کز کشتن امانم ده تا سيرترت بينم يک لحظه مدارايي در پارس که تا بودست از ولوله آسوده ست بيم ست که برخيزد از حسن تو غوغايي من دست نخواهم برد الا به سر زلفت گر دسترسي باشد يک روز به يغمايي گويند تمنايي از دوست بکن سعدي جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنايي

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 20:44

"تقدیم به د-الف کسی که همیشه و هرشرایطی دوستش خواهم داشت و خاطره اش را تا ابد همچون صلیبی بر دوش خواهم کشید" تولدت پیشاپیش مبارک دلم برایت تنگ است آن هنگام که خورشید لمس می کند افق را آن هنگام که تاریکی فرو می برد طنین صدای مردمان را بیقراری اما جای دوری نمی رود همچون سایه ایی است از چیزیی که که همواره با من است دلم برایت تنگ است برای نگاهت تبسم لاقیدت بهانه هایت تو همچون بغصی در گلوی منی که هرگز رها نمی شود وتو..وتو دلم برایت تنگ است دلم برایت تنگ است می توانم وانمود کنم که همه چیز عالی است ولی دلم برایت تنگ است از آن هنگام که آشکارا با روح خود مواجه شده ام می فهمم که داشتنت در کنارم قبل از آنکه به خواب روم چه مفهومی دارد دلم برایت تنگ است و جز تو معشوقی نمی توانم داشته باشم تو حسرت بی انتهای منی خنکی تمامی صحبگاهان منی وقتی به هر سو می نگرم و احساس می کنم که دلم برایت تنگ است واین{ دلتنگی} کمترین چیزی است که می توانم به تو بدهم وتو..وتو دلم برایت تنگ است

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت: 0:59

نمی توانم با " کمی دوست داشتن " زندگی کنممن " دوست داشتنِ زیاد " می خواهمدوست داشتنِ تمام و کمالیک جور غرق شدن...یک جور دیوانگی محض...مثل تسلیم تنی تشنه، به خُنکای قطره های بارانمثل شنیدن هزار بارۀ یک آهنگ تکراریمثل یک موج سواری داغ، درآشوب دریایی طوفانیمثل رفتن تا انتهای راهی که بازگشتی ندارد...من با " کمی دوست داشتن " زنده نمی مانمبا کمی دلخوشی، با کمی لذتمن یک التهابِ داغِ نفس گیر می خواهمیک آغوشِ گرم در سردترین فصل سال...چرا نمی فهمی ؟!آنهایی که با " کمی دوست داشتن " زندگی کرده اند، مرده اند ...

برچسب: نویسنده: کیان حبیبی تاريخ: پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت: 0:59

صفحه بندی